العلامة الحلي ( مترجم : على شيروانى )
178
ترجمه و شرح كشف المراد ( فارسى )
[ از خود ] بوده است . شرح : در اين موضوع چند بحث وجود دارد . نخست : تناسب اين مبحث و مباحث پس از آن با مطالب پيشين . بدانكه ما بيان كرديم لطفها و مصلحتها امرى واجب است ، و اينها بر دو دستهاند : مصلحتهاى مربوط به دين و مصلحتهاى مربوط به دنيا ، يعنى منفعتهاى دنيوى . مصلحتهاى مربوط به دين [ نسبت به امور دنيوى ] يا ضرر و زياناند و يا منفعت و سود . از جملهء ضررها رنجها و بيمارىها و امور ديگرى مانند مرگها و [ كمبود و ] گرانى است . و [ از جملهء ] منفعتها سلامتى ، گشايش در روزى و [ فراوانى و ] ارزانى است . به خاطر همين نكته مؤلف ( ره ) به دنبال مسألهء لطف به بحث دربارهء اين امور پرداخت . و چون دردها و رنجها مستلزم عوضهايى است ، بحث از عوضها نيز لازم گرديد . دوم : مردم دربارهء اينكه آيا درد و رنج امرى قبيح است يا حسن ، اختلاف كردهاند . دوگانهپرستها برآناند كه همهء دردها و رنجها قبيحاند . قائلين به جبر بر آناند كه همهء دردها و رنجها از طرف خداى متعال نيكوست ، [ يعنى هر دردى كه خداوند بر كسى وارد آورد ، نيكوست ] بكريه ، اهل تناسخ و عدليه معتقدند كه برخى از دردها حسن و برخى از آنها قبيح مىباشند . سوم : دربارهء علت حسن بودن [ دردها ] ست . كسانى كه معتقدند برخى از دردها حسن است ، دربارهء وجه حسن آن اختلاف كردهاند . اهل تناسخ گفتهاند : علّت حسن بودن آن ، تنها اين است كه شخصى كه بر او درد و رنج وارد مىشود [ به خاطر كارهاى ناشايستهاش ] مستحق آن مىباشد ، زيرا نفوس انسانى وقتى كه در بدنهاى ديگرى ، پيش از اين بدنها ، بودهاند و گناهانى را مرتكب گشتهاند ، استحقاق رنج كشيدن يافتهاند . بكريه نيز بر همين عقيدهاند . معتزله گفتهاند : وارد ساختن درد و رنج بر انسان در شرايط زير نيكو مىباشد : 1 - شخص [ به واسطهء اعمال نارواى خود ] مستحق آن رنج باشد ، [ مانند رنجى